سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
384
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وفرقة ) ، به تعيينشان دليل واضح باشد كه كسى را چندان تعلقي به بغض وحبّ ديگر ادانى صحابه نبود ونه بغض وحبّشان چندان موجب فرقت واختلاف مىگشت . مگر به قطع نظر از آن اينقدر بالقطع از اين حديث ثابت است كه : جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در حق نفرى چند از صحابه كلماتي كه موجب مبغوض داشتنشان شود ارشاد فرموده بود . ونيز آن صحابه چنان جلالت قدر در نظر عوام داشتند كه بغضشان موجب فرقت واختلاف بوده ، وهمين قدر است مطلوب ما . وآنچه در اين روايت منع سلمان حذيفة را از بيان معايب آن صحابه مسطور است ، پس عجب نيست كه سلمان به خوف فرقت واختلاف به جهت تقيه منع كرده باشد . اما حديثي كه به نسبت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ذكر كرده ( 1 ) ، پس چون آن خلاف
--> 1 . جالب آن است كه اين توطئه از زمان خود حضرت شروع شد ، در روايات عامه آمده است : عبد الله پسر عمروعاص مىگويد : قريش به من اعتراض كردند كه : چرا هر چه پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) گويد مىنويسى ؟ شايد مطلبي را در حال خشم وعصبانيت گويد ( وسپس پشيمان شود ) . عبد الله گويد : من دست از نوشتن برداشتم ، وسپس مطلب را خدمت خود حضرت عرض نمودم ، فرمود : ( هرگز چنين نيست ) بنويس كه - در خشنودى وخشم - جز حق از زبان من صادر نخواهد شد . مراجعه شود به : سنن أبي داود 2 / 126 ، سنن دارمى 1 / 125 ، مسند أحمد 2 / 162 ، 207 ، 216 ، مستدرك حاكم 1 / 105 - 106 ، جامع بيان العلم ابن عبدالبرّ 1 / 85 . . وغيرها . بنابر نقل مكاتيب الرسول 1 / 375 همين مطلب در روايات متعدد به ألفاظ گوناگون از آن حضرت آمده است : « فوالذي نفسي بيده ما خرج مني إلاّ حقّ » . « إني لا أقول في الرضا والغضب إلاّ حقّاً » . « لا ينبغي لي أن أقول إلاّ حقّاً » . « فإنه لا ينبغي أن أقول في ذلك إلاّ حقّاً » . « اكتب فوالذي نفسي بيده ما يخرج منه إلاّ حقّ » . « اكتب عني في الغضب والرضا ، فوالذي بعثني بالحق نبيّاً ما يخرج منه إلاّ حقّ » وأشار إلى لسانه . « فإني لا أقول في ذلك كلّه إلاّ الحقّ » .